تبلیغات
پاتوق - جملات قشنگ

پاتوق

در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!

جملات قشنگ

مهم نیست که چقدر از راه رو ،


 با چه سرعتی و با چه کسانی رفتیم و چقدر در طول مسیر خوش


گذشته . . .


اگر دیدی راه به مقصد ختم نمیشه و داشتی بیراهه رو بجای راه طی

میکردی ...


برگرد 
خیلی ساده ؛



که در ادامه بیراهه رسیدن نیست . . . .


*****************************************

خدای خوبی داریم . . .


آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه


کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد . . .


و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد . . .


آری خدای خوبی داریم. . .


خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد،


با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد . . .



***************

هربار که کودکانه دست کسی را می گرفتم ،

 گم میشدم

حالا آنقدر که در من هراس گرفتن دستی است

 اضطراب گم شدن نیست. . .



*****

ترکــت می کنم تا هر سـه راحت شویم

من ، تـو ، رقـــیبم

 مـن از قید  تو

 او از قید من

 و تـــــو از قید خیــانت . . .


*****************************************

وقتی سكوت ِ دهكده فریاد می شود


تاریخ ، از انحصار ِ تو آزاد می شود


تاریخ ، یك كتاب ِ قدیمی ست كه در آن


از زخم های كهنه ی من یاد می شود


************







+ نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 12:19 ق.ظ توسط نسیم | نظرات()