تبلیغات
پاتوق - داستان

پاتوق

در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!

داستان

مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیك شد و اجناس او را بررسی كرد . بعضی ها بدون تزیین بودند، اما بعضی ها هم طرحهای ظریفی داشتند

زن قیمت گلدانها را پرسید و شگفت زده دریافت كه قیمت همه آنها یكی است

او پرسید:چرا گلدانهای نقش دار و گلدانهای ساده یك قیمت هستند ؟چرا برای گلدانی كه وقت و زحمت بیشتری برده است ، همان پول گلدان ساده را می گیری؟

فروشنده گفت: من هنرمندم .

قیمت گلدانی را كه ساخته ام می گیرم. زیبایی رایگان است


+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر 1390 ساعت 01:14 ب.ظ توسط نسیم | نظرات()