تبلیغات
پاتوق - ته دنیای بدون تو

پاتوق

در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!

ته دنیای بدون تو

اینجا که من رسیده ام ...ته دنیای بدون تو بودن است!!همانجایی که شاید فکرش را هم نمی کردی دوام بیاورم!ولی من ایستاده به اینجا رسیده ام!خوب تماشا کن...دلم هم تنگ نشده!یعنی دلم را همانجا پیش خودت گذاشتم ...تو باش و دل من و همه فریادهایی که ...

اینجا که من رسیده ام ...

ته دنیای بدون تو بودن است!!
همانجایی که شاید فکرش را هم نمی کردی دوام بیاورم!
ولی من ایستاده به اینجا رسیده ام!
خوب تماشا کن...
دلم هم تنگ نشده!
یعنی دلم را همانجا پیش خودت گذاشتم ...
تو باش و دل من و همه فریادهایی که...


+ نوشته شده در جمعه 11 آذر 1390 ساعت 09:30 ق.ظ توسط نسیم | نظرات()