تبلیغات
پاتوق - .

پاتوق

در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!

.

دیدی ‌آخرش من و گذاشت و رفت
 از زمین قلبم رو بر نداشت و رفت

 دیدی آخرش من و دیوونه کرد

واسه رفتن همینو بهونه کرد

دیدی اون وعده هایی که رنگی بود

 تمومش فقط واسه قشنگی بود

 دیدی اون که دلم و بهش دادم رفت

 از چشمای نازش افتادم رفت

 دیدی اونی که می گفت مال منه

دم آخر نیومد سر بزنه

 دیدی خط زد اسمم و از دفترش رفت

 اسفند نزدم دور سرش رفت


+ نوشته شده در جمعه 28 بهمن 1390 ساعت 08:41 ب.ظ توسط نسیم | نظرات()